حسن حسن زاده آملى
136
هزار و يك كلمه (فارسى)
عاقل به معقول به طريق استدلال داد سخن داده است اگر چه صدر المتألهين در اسفار آن را به تكلف اسناد داده است . « 1 » اين كمترين استدلال او را به تفصيل شرح كرده است و در كتابى كه در اتحاد عاقل به معقول نوشته آورده است . قوله ( قدّس سرّه ) : « از متأخرين حكيم سبزوارى » حكيم سبزوارى در اتحاد عاقل به معقول ، سخت متصلّب است ، در مسفوراتش چند دليل بر اثبات آن آورده است . آرى ابتداى امر در مسلك تضايف به تعبير معظم له اضطراب در كلمات خود نمودار كرده ، و بر اين مسلك اعتراض نموده است ، چنان كه در آخر مبحث وجود ذهنى منظومه حكمت فرمود : « و أمّا مسلك التضايف الذي سلكه صدر المتألهين في المشاعر و غيره لإثبات هذا المطلب فغير تامّ ، لما ذكرنا في تعاليق الأسفار » ولى در انتهاى امر از اضطراب بدر آمده و بدان اعتراف نموده است ، چنان كه با مراجعه به كلماتش در آخر مبحث وجود ذهنى منظومه حكمت « 2 » و به مبحث علم واجب آن « 3 » و به تعليقاتش بر علم الهى اسفار « 4 » ، صحّت گفتار ما دانسته مىشود . و ما چون در پيرامون اعتراض و اعتراف آن جناب در كتاب نام برده در اتحاد عاقل و معقول به تفصيل بحث كردهايم ، در اين تعليقه به همين قدر بطور ايماء و اشاره اكتفا مىكنيم . خلاصه اينكه متأله سبزوارى ابتداى امر در برهان تضايف كوتاه آمده ولى آخر الأمر به صحت آن اعتراف كرده است ، علاوه در مصنّفات خود چندين دليل بر اتحاد عاقل و معقول اقامه كرده است . و مثل متأله سبزوارى در برهان تضايف خاصّة ، مثل شيخ رئيس در اصل مسأله اتحاد عاقل و معقول است ، چنان كه شيخ پس از آن همه اعتراض و ردّ و ايراد بر ادله اتحاد عاقل به معقول در آخر به صحت آن اعتراف كرده است ؛ همچنين حاجى در برهان تضايف خاصّه .
--> ( 1 ) - اسفار ، ج 1 ، ص 308 ، چاپ سنگى . ( 2 ) - شرح منظومه ، ص 33 . ( 3 ) - شرح منظومه ، ص 158 . ( 4 ) - اسفار ، ج 3 ، ص 40 ، چاپ رحلى .